ارسال شده توسط bonyad با موضوعات بیو گرافی فوتبالیست ها مورخ 2010/2/04 نظر (0)  لینک ثابت

« رود» درتاریخ اول ژوییه سال1976 در شهر « اس » هلند به دنیا آمده است ؛ در خانواده ای که هم پدرش « مارتین » و هم مادرش « آن » از ورزشکاران حرفه ای هلند بودند . اسم کامل او « روتجروس یوهانس مارتینیوس فان نیستلروی » است.آقا و خانم « نیستلروی » خیلی زود قهمیدند صاحب کودکی خاص هستند. او بسیار با استعداد بود و علاوه براین در تنیس ، ژیمناستیـــک و فوتبال از خود نبـوغ فوق العاده ای نشان می داد و از شش سالگی به عضویت باشگاه « نوییت گداخت » در آمد .
بعد از جدایی پدر و مادر ؛ « رود » و پدرش در دهکده ای در جنوب هلند ساکن شده بودند ، جایی خوش آب و هوا در نزدیکی شهر کوچک « گفن » که خانه پدربزرگ و مادربزرگ پدری « رود » آنجا بود . هنوز هم پدرش « مارتین » فیلمهای بسیاری را که با دوربین خودش از پسرش گرفته ، در خانه اش نگه داشته است . در این فیلمها « رود » کوچک رامی بینیم که در زمین های اطراف خانه پدری اش با پسرهای بزرگتر از خودش فوتبال بازی می کند و به راحتی همه را دریبل می زند و کسی به پای او نمی رسد . در یکی از این فیلمها در یک بازی رده نوجوانان ، « رود » ضربه کرنری زده که مستقیم وارد دروازه شده است .
« رود » از چهارده سالگی در باشگاه « مارگریت » هلند عضو شد و بالاخره در شانزده سالگی به باشگاه « دن بوش » هلند پیوست .
در سال 1997 « رود » با پیشنهاد « فاپ دی هان » یکی از شناخته شده ترین مربیان و مدیرفنی سابق تیم ملی هلند که با پدر و مادرش آشنایی داشت ، به باشگاه « هیرنوین » ملحق شد و یادگیری زیر نظر « دی هان » را آغاز کرد. « هیرنوین » شهری است در شمال هلند ، بد آب و هوا و کویر مانندی قطبی ، با مردمی که فقط به زبان محلی خودشان حرف می زنند . « رود » از خانه دور بود ، اما گل زدن را در آنجا به معنای واقعی کلمه یادگرفت .
خودش اینگونه به یاد می آورد : « وقتی وارد باشگاه شدم ، فقط یه بچه خوب بودم .» لبخند کوچکی می زند و ادامه می دهد : « می رفتم سر تمرین ، بازی مو می کردم و کلی هم با بازیم حال می کردم و اصلاً به فکرم هم نمی رسید که می شه پیشرفت هم کرد . » او در آن زمان در پست هافبک بازی می کرد و بالاخره یک روز آقای « دی هان » تصمیم گرفت با او صحبت کند :
- « یه روز « فاپ » اومد سراغم و گفت : « رود ، پس کی می خوای واسه ما گل بزنی ؟ » فکری کردم و گفتم : « بله آقای مربی ، سئوال خوبیه ! » فاپ گفت : « یه هدف برای خودت تعیین کن ، تو واقعاً می خوای به چی برسی ؟ » بعدش هم رفت توی مصاحبه ش قشنگترین حرفی رو که یه مربی می تونه درباره بازیکنش بگه ، درمورد من گفت : « رود کاری رو که همه با دستاشون می کنن ، می تونه با پاش بکنه . » و بعد اومد به من گفت: « رود ، تو می تونی یه بازیکن بزرگ بشی » و اون موقع بود که من فکر کردم شاید هم واقعاً بتونم ..
از آن به بعد « رود » از یک هافبک به یک مهاجم میانی تــبدیل شد و گل زدن را شروع کرد . او چندیـن ساعت تا « آمستردام » رانندگی می کرد تا مهارتهای کنترل توپ را از « دنیس برگ کمپ » یاد بگیرد و حالا دیگر همه « رود فان نیستلروی » می شناختند.
زمانی که « سر بابی رابسون » هدایت « پی اس وی آیندهوون » را برعهده گرفت ، چند روزی بود که باشگاه رکورد نقل و انتقالات هلند را شکسته بود : انتقال « رود » به « آیندهوون » با 2/4 میلیون پوند ، یعنی پنجاه برابر حقوقش در « هیرنوین » .
« رابسون » درباره او می گوید : « از اول معلوم بود که یک ستاره توی تیممون داریم . عادت داشت منو « آقای مربی » صدا کنه ، خیلی مؤدب و محترم بود ، خیلی تلاش می کرد و علاقه زیادی به یادگرفتن همه چیز داشت .» اما روزی که « رود » به اتاق « رابسون » رفت و از او پرسید : « آیا خیلی عالی نیست که او در کنار « پل اسکولز» بازی کند؟ » ؛ هنوز خبری از پیشنهاد منچستر یونایتد نبود ، و این یعنی رویای شیاطین سرخ از خیلی وقت پیش ذهن « رود » را اشغال کرده بود .
بالاخره رویا به حقیقت پیوست و « سر الکس فرگوسن » علاقه خود را به در اختیار گرفتن « رود » نشان داد .
« رود » خیلی خوشحال به نظر می رسید ، قرارداد 19 میلیون پوندی در مراحل آخر بود و قرار بود یکی دو روز دیگر چمدان کوچکش را ببندد و به انگلستان پرواز کند که آن اتفاق وحشتناک روی داد .
درزمین تمرین « آیندهوون » در روزی که قرار بود آخرین روز تمرین « رود » با آنها باشد ، ناگهان به زمین افتاد . به قول یکی از کمک مربی های باشگاه ، « قابل تحمل نبود که آن پسر پیچیده و فوق العاده را ببینی که بر زمین افتاده و زانویش کاملاً خرد شده است . » دکترها پایش را دیدند و اعلام کردند که دیگرهرگز خوب نخواهد شد . دنیای « رود » فرو ریخته بود .
« رود » به یاد می آورد : « آن موقع احساس می کردم از بالاترین قله کوه پرت شده ام و حالا دارم به اعماق زمین سقوط می کنم
ولی « سر آلکس » بود که دوباره یکی از آن تصمیم های مخصوص خودش را عملی کرد. قرارداد در ناباوری همه امضا شد و منچستریونایتد اجازه داد « رود » یک سال دیگر در هلند بماند وآنقدر معالجه اش را پی گیری کندتا بالاخره معجزه روی دهد . کادر پزشکی منچستر در این یک سال همواره همراه او بودند.
« رود » می گوید : « همه زندگیم در بیمارستان می گذشت و نمی توانستم بیکار هم بمانم . در تمام این یک سال به عنوان فیزیوتراپیست با بیماران ریوی کار می کردم . هم بیمار آن بیمارستان بودم و هم کارمند آنها ، از دوشنبه تا جمعه ، از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر
بالاخره کابوس تمام شد و« رود » به « الد ترافود » قدم گذاشت و« فرگوسن » درباره اش به هواداران منچستر گفت : « او دیگر خوب شده است، نگران قدمهایش نباشید .
و سپس پس از دوره ای مصدومیت در رئال مادرید هم درخشید تا بار دیگر استعدادهایش را به رخ دیگران بکشد .


ارسال شده توسط bonyad با موضوعات بیو گرافی فوتبالیست ها مورخ 2010/2/04 نظر (0)  لینک ثابت

دیدا مثل تمام فوتبالیستهای برزیلی فقیر بود

دیدا این روزها دربازه بان شماره ۱ معروفترین و پرطرفدار ترین تیم
ایتالیا یعنی میلان است.دربازه  بانی که تا بیش از بازیهای جام جهانی
۲۰۰۲ کره و ژاپن با ۴۹ بازی سابقه بیشتری از روجر وسنی با ۱۲ بازی ملی و
مارکوس با ۱۵ بازی ملی داشت.اما در دیدارهای جام جهانی خوزه فیلیپ
اسکولاری تصمیم گرفت که از مارکوس به عنوان دربازه بان اول استفاده کند و
همین امر باعث شد که دیدا هنوز بعد از گذشت ۵ سال بگوید: بدترین ئخاطراتم
همان روزها بود . ارزویم این بود که درون دربازه برزیل بایستم و با این
تیم قهرمان جهان شوم. اما نمیدان چرا اسکولاری از من استفاده نکرد. اصولا
برزیل هیچ وقت دربازه بانان خوبی به فوتبال جهان معرفی نکرده است. اگر شما
بیوگرافی دربازه بانان تیم ملی برزیل را مرور کنید. متوجه خواهید شد که
همه انان در نوجوانی و جوانی به عنوان بازیکن در میدان بازی میکردند و بعد
به دربازه بانی رو اوردند و دیدا هم از این حیث مستثنی نبود و او هم در
زمان نوجوانی به عنوان یک مدافع به میدان رفت و بعدها متوجه شد ان کارایی
لازم را ندارد و با توجه به قد و قامت بلند. به دربازه بانی رو اورد.

پدرش سرایدار بود

نلسون جوسوس سیلوا ملقب به دیدا در دهم جولای سال ۱۹۷۳ در منطقه
ایرارای برزیل به دنیا امد. وی ۱۹۵ سانیمتر قد و ۸۳ کیلوگرم وزن دارد. قد
و قامت او در دنیای فوتبال مثال زدنی است و برخلاف دیگر دربازه بانان دنیا
میباشد و به نوعی میتوان گفت: پس از کلودیو تافارل و یا شاید بالاتر از او
یکی از بهترین دربازه بانان برزیل است. وی به مانند بیشتر فوتبالیست های
برزیلی فوتبال را از یک خانواده فقیر اغاز کرد. پدرش سرایدار یک شرکت
تولید قهوه بود و او هیچ گاه از این شغل پدرش خوشش نمی امید. دیدا از
کودکی در کوچه و خیابان. به هر شی گردی شوت میزد و علاقه خود را به این
ورزش به نحوی نشان میداد. دیدا  دوران تحصیل را در مدرسه نزدیک منزل
گذراند. اما تمام فکر و رویایش بازی فوتبال بود. این پسر قد بلند از همان
بچگی و نوجوانی قوی هیکل و تنومند بود و به توصیه مربیان فوتبال خود به
کروزیرو انتقال یافت و تا در انجا اموزش فوتبال ببیند. لذا با کار و تلاش.
تمرینات و همچنین عشق به فوتبال در سالهای ۹۶ و ۹۷ با کروزیرو قهرمان
برزیل شد. سال ۲۰۰۳ بود که با بازی های خوب خود در لیگ برزیل و جام
لیبرتادورس . کارلو انچلوتی مربی میلان از مسئولین خواست تا وی را به
میلان بیاورند. دیدا از محدود دربازه بانان برزیلی است که در لیگهای
اروپایی از دربازه تیمهای بزرگ اروپایی حفاظت میکند. پیش از او تنها
کلودیو تافارل بود که در لیگهای اروپایی به بازی پرداخته است. نکته ای که
دیدا را از دیگر دربازه بانان کشورش متمایز میکند. این است که وی از قدرت
بدنی و اعتماد به نفس بالایی برخوردار است. همچنین قد بلند دید خوب و
جاگیری و فعالیت او باعث شد تا از دیدا یک دربازه بان موفق بسازد. وی تا
ژوئن سال ۲۰۰۷ با میلان قرارداد بسته است. چون سنگربانی موفق او در تیم
پرطرفدار میلان. مسئولین این تیم را واداشت تا قرارداد خود را با و تمدید
کنند.

لگد به قوطی کنسرو

دیدا میگوید: مثل خیلی از فوتبالیستهای برزیلی با فقر اشنا شدم . پدرم
سرایدار یک شرکت خصوصی بود و درامد اوکفاف زندگیمان را نیمیداد. من مثل
خیلی از فوتبالیستهای برزیلی از جمله روماریو رونالدو پله ریوالدو و… پا
برهنه با فوتبال اشنا شدم. ان هم لگد زدن به قوطی کنسروی که در اطراف ان
را با اسفنج پوشانده بودم.


ارسال شده توسط bonyad با موضوعات بیو گرافی فوتبالیست ها مورخ 2010/2/04 نظر (0)  لینک ثابت

آندره آ پیرلو

متولد : 1979/5/19

ملیت : ایتالیایی

باشگاه کنونی : آث میلان

شماره :21

پست : هافبک

قد : 178سانتیمتر

وزن :۶۵ کیلوگرم

محل تولد: ایتالیا ، برشا ، فلرو

افتخارات المپیک : مدال برنز فوتبال مردان – المپیک 2004 آتن


لو متولد 19 می 1979 در شهر فلوره واقع در استان برشیا در ایتالیا می باشد. پدر او مردی ثروتمند و صاحب دو كارخانه ساخت تجهیزات آهنگری است. او از سال 2001 به تیم میلان پیوسته و به همراه این تیم در فوتبال جهان به چهره ای مطرح بدل شده است.پیرلو به عنوان یكی از بهترین هافبكهای دنیا كه مشخصه مهم بازی او ارسال پاسهای عمقی خطرناك است شناخته شده است. گاتوزو همبازی او در میلان و تیم ملی در مورد او می گوید:با دیدن بازی پیرلو به این فكر می افتم كه آیا من هم فوتبالیستم؟كارلوس البرتو پریرا و كافو هم سبك بازی او را شبیه بازی برزیلی ها می دانند و انچلوتی مربی او در
میلان هم او را بهترین بازیساز دنیا بر میشمارد..خود پیرلو سبك بازی روبرتو باجو را بسیار می پسندد و به او را الگوی خود قرار داده است.در مورد فوتبال:پیرلو در سال های 1998-1994 و سال 2001 (به صورت قرضی) برای تیم برشا و در سالهای 1999-1998 وسال 2000 برای تیم اینتر بازی کرده است . وی همچنین در فصل 2000-1999 برای تیم رجینا (به صورت قرضی) بازی می کرد و از سال 2001 به تیم آث میلان منتقل شد و هم اکنون نیز در این تیم توپ می زند.او به همراه این تیم یک مرتبه موفق به فتح اسکودتو شد. وی همچنین به همراه تیم میلان یکبار قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.او برای تیم ملی ایتالیا در مسابقات یورو 2004 و در المپیک تابستانی سال 2000 بازی کرد و به همراه این تیم در سال 2000 موفق به کسب مدال برنز فوتبال مردان المپیک آتن گشت .هم اکنون پیرلو یکی از بهترین هافبک های حال حاضر جهان به خصوص در سری آ به شمار می رود .او دارای استعدادی فوق العاده در دادن پاسهای دقیق است . از دیگر تواناییهای این بازیکن می توان خلاقیت بالا و دادن پاسهای در عمق زیبا نام برد . در تیم میلان ، پیرلو مرکز تیم است و بازیکنان این تیم گرداگرد توانایی های او در ضمینه های مختلف مانند بازی خوانی و کنترل کردن بازی قرار دادند . پیرلو همچنین متخصص توپ های مرده نامیده می شود . او اولین گزینه برای زدن ضربات آزاد و کرنرها می باشد . پیرلو شگردی جدید برای زدن ضربات آزاد مرسوم کرد به این ترتیب که او با استفاده از آرایش مخصوصی که به سه انگشت بیرونی پای خود برای زدن ضربات آزاد میدهد توانسته است با رکورد بیشترین گل از ضربات آزادی را که بازیکنان میلان از اول تاسیس این باشگاه تا هم اکنون در نیم فصل اول زده اند تساوی کند(چهار گل در نیم فصل اول) به طوری که فقط دو نفر توانسته اند با این رکورد تساوی کنند( دیمیتری آلبرتینی 3بار و فرانک ریکارد 1 بار ).تکنیک فوتبال بازی کردن این بازیکن واقعا بی همتاست و کیفیت بازی این بازیکن هیچ گونه محدودیتی برای مربی این تیم باقی نگذاشته است. . با این وجود چون در میلان بازیکنی مانند پیرلو از نظر خصوصیات تدافعی وجود ندارد وتنها کسانی که می توانند در میلان در پست او بازی کنند ( گتوزو و سیدورف) دارای خصوصیات لازم یک هافبک تدافعی خلاق نیستند پیرلو به ناچار در این پست بازی می کند .پیرلو در جام جهانی 2006 آلمان یکی از مهره های اصلی این تیم به شمار می رود.آندره آ پیرلو متولد یک خانواده ی ثروتمند است و پدر او دارای دو مرکز بزرگ ذوب آهن می باشد.از آنجایی که خانواده پیرلو عاشق بازی فوتبال هستند آندره آ را در بازی فوتبال پشتیبانی می کردند.البته اونها هیچ وقت چیزهایی رو که پیرلو دوست نداشت به او تحمیل نمی کردند.پیرلو دارای یک برادر می باشد که 3 سال از او بزرگتر است و در تیم برشا توپ می زند وی همچنین خواهری دارد که 10 سال از او جوانتر است


اطلاعات دیگر

نخستین بازی برای تیم ملی ایتالیا : بازی مقابل آذربایجان


بازیهای ملی45 بازی برای تیم المپیك ایتالیا 16 گل


افتخارات باشگاهی با میلان

‌‌قهرمان لیگ قهرمانان (2003) برنده سوپر جام اروپا (2003) قهرمان جام حذفی (2003) برنده اسكودتو فصل 04-2003

قهرمان لیگ قهرمانان (2007)

افتخارات ملی

برنده نشان برنز المپیك آتن با تیم المپیك ایتالیا

قهرمان جام جهانی 2006 با تیم ملی ایتالیا


ارسال شده توسط bonyad با موضوعات بیو گرافی فوتبالیست ها مورخ 2010/2/04 نظر (0)  لینک ثابت

الكساندرو رودريگز داسيلوا كه در دوم سپتامبر 1989 در پاتو برانكو پارانا به دنيا اومد و به نام الكساندر پاتو شناخته ميشه مهاجمي برزيليه كه طي سال هاي 2001 تا 2007 براي اينترناسيونال بازي كرد. در آگوست 2007 قراردادي رو با ميلان امضا كرد. نام مستعارش”داك” از شهر محل تولدش گرفته شده”پاتو برانكو”(كه يه فارسي ميشه”اردك سپيد”).

زندگي كودكي:

او فوتسال را از 3  سالگي در شهر محل تولش آغاز كرد.به زودي تواناييش در تمام ايالت جنوب برزيل پارانا شناخته شد بعد از تشويق شدن به وسيله بسياري از مربيانش او در نوجواني به Porto Alegre, Rio Grande do Sul رفت تا براي بازي در گرميو (تيم محبوبش در كودكي)اقدام كنه اما به هر حال خانوادش تصميم گرفتند كه او بايد براي اينترناسيونال بازي كنه . در سال 2001 در 11 سالگي او به آنجا منتقل شد و به همراه 83 نوجوان ديگر كه مثل او مي خواستند در تيم اول اينترناسينال نامي براي خود دست و پا كنند.

زندگي حرفه اي(Career):

بعد از قرارداي كه درآمد سالانه او رو از 3000 به 25000 دلار مي رسوند و مدت حضورش رو تا 2009 افزايش ميداد و مبلغ آزادي او (مبلغي كه به اضاي حق رضايت نامه داده مي شود) به 23 ميليون دلار رسيد پاتو بالاخره براي شروع كردن بازي در ليگ برزيل آماده شناخته شد.

در اولين بازي او در تيم اصلي در 17 سالگي او تيمش را در برد 4-1 برابر پالميراس كمك كرد(در 26 نوامبر 2006).او سه پاس گل و يك گل در اون بازي داشت. عملكرد او نظرهارو به سمتش جلب كرد و پيشبيني ها و مقايسه ها رو با ديگر سوپراستار برزيلي رونالدينيو به وجود آورد.

پاتو اولين گل اينتر ناسينال در جام باشگاههاي جهان رو در 13 دسامبر  در نيمه نهايي برابر الاهلي قاهره به ثمر رسوند كه تيمش رو در پيروزي 2-1 ياري كرد و به فينال مسابقات رسوند. او در نيمه دوم به خاطر مصدوميت پاي راست تعويض شد و جانشين او گل دوم و پيروزي بخش تيمش رو به ثمر رسوند.

قبل از بازي تيمش برابر بارسلونا در بازي نهايي ستاره برزيلي بارسلونا”رونالدينيو” او رو بازيكن بازيكن قابل توجه در فوتبال برزيل معرفي كرد. او در اون بازي درخشان نبود و قبل از اينكه تيمش توسط آدريانو گابيرو گل برتري رو به ثمر برسونه و سبب قهرماني بشه تعويض شد.

او تيم برزيل رو درقهرماني امريكاي جنوبي 2007 در پاراگوئه ياري كرد.كه سبب صعود برزيل به مسابقات جهاني زير 20 سال در كانادا و المپيك 2008 پكن شد.او بهترين گلزن برزيل در اين تورنمنت بود با 5 گل زده.

پاتو با باشگاههاي بزرگ زيادي از جمله ميلان بنفيكا يووه اينتر ليورپول چلسي و آرسنال در ارتباط بود.

ميلان رسما جذب پاتو رو در 2 آگوست 2007 اعلام كرد. مبلغ قرارداد او كمترين ميزان ذكر شده در قرارداد او با اينترناسيونال بود 20 ميليون دلار(14.7 ميليو يورو). با توجه به قوانين فوتبال ايتاليا براي غير اروپايي هايي كه به سن قانوني نرسيده اند پاتو قادر نخواهد بود در ديدار هاي رسمي ميلان تا 3 ژانويه 2008 شركت كند(زماني كه بازار نقل و انتقالات ايتاليا باز ميشود).به هر حال ميلان اجازه دارد از 3 سپتامبر 2007 “يك روز پس از 18 ساله شدنش” او را در تمرينات و مسايقات دوستانه شركت دهد.

او در مجله وردساكر  و مچ بهترين بازيكن زير 2 سال جهان انتخاب شد.

افتخارات:

Winner
Campeonato Brasileiro Sub-20: 2006
FIFA Club World Cup: 2006
Recopa Sudamericana: 2007


ارسال شده توسط bonyad با موضوعات بیو گرافی فوتبالیست ها مورخ 2010/2/04 نظر (0)  لینک ثابت
ديواري فلزي در درون دروازه‌ي فوتبال آلمان

آيا مي‌دانيد «تيتان» چيست؟ تيتان که آن را تيتانيوم هم مي‌نامند، شبه ‌فلزي است سخت، ولي در عين حال سبک که بسيار دير فرسايش مي‌يابد. اليور کان دروازه‌بان پرآوازه‌ ي آلماني از سوي هواداران خود لقب «تيتان» گرفته است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) كان يکي از بهترين دروازه‌بان هاي تاريخ فوتبال آلمان است. او يک بار گفته بود: «حتي اگر زحمت زيادي هم نمي‌کشيدم، مي‌توانستم دروازه‌باني خوب باشم، ولي مي‌خواستم بهترين باشم». چنين نيز هم شد و اليور کان از اواخر دهه‌ي 90 به دروازه‌باني در اندازه‌هاي جهاني بدل شد.الیور کان برای حفظ چهارچوب دروازه خلق شده است و شما هر وقت خواستید هر جای دنیا یک دروازه بان انتخاب کنید ببینید چند در صد از توانایی کان را دارد!

* کودکي و نوجواني اليورکان در تاريخ 15 ژوئن 1969 در کارلسروهه چشم به جهان گشود. خردسالي او با يکي از شکوفاترين دوره‌هاي تاريخ فوتبال آلمان همراه بود. تيم ملي فوتبال آلمان در سال 1970 به مقام سوم جهان رسيد. دو سال پس از آن قهرمان اروپا و سرانجام در سال 1974 در کشور خود قهرمان جهان شد. “کان” فعاليت ورزشي خود را در سن هفت سالگي در تيم فوتبال نوجوانان کارلسروهه آغاز کرد. در هشت سالگي يک بار به دليل بيماري دروازه‌بان تيم خود، درون دروازه جا گرفت و بازي خوبي از خود نشان داد.قهرمان داستان ما هنگامی که 10 ساله بود روی قطعه ای کاغذ نوشت می خواهم بهترین فوتبالیست دنیا شوم و آن را به کمد خانه خود زد و تنها هنگامی آن را از دیدگان خود دور کرد که بهترین دروازه بان دنیا شد. پدر بزرگش به همين مناسبت به او کلکسيوني از وسايل دروازه‌بان اسطوره‌اي آن زمان آلمان يعني سپ ماير را هديه داد. همين امر سرنوشت کان را رقم زد و او را تشويق کرد که درون دروازه بايستد. در پانزده سالگي براي کان ثابت شده بود که مي‌خواهد بازيکن حرفه‌اي شود. از آنجا که اندامي لاغر داشت، به طور منظم به تمرين پرورش اندام پرداخت تا بتواند کاستي‌هاي خود را در اين زمينه برطرف سازد. پدرش رولف درباره‌ي اراده‌ي آهنين پسرش گفته بود: «حتي روزهاي تعطيل يکشنبه صبح زود مرا از رختخواب بيرون مي‌کشيد تا با او تمرين کنم».

* درخشش ستاره‌ا‌ي پرفروغ پس از سه سال بازي مداوم و کسب تجربه در تيم آماتور کارلسروهه، سرانجام در هفده سالگي در کادر بازيکنان حرفه‌اي اين باشگاه قرار گرفت. زمان مناسب براي کان در سال 1990 فرارسيد. دروازه‌بان شماره ي يک کارلسروهه که از آمادگي لازم برخوردار نبود، پس از چند خطا به ناچار روي نيمکت ذخيره‌ها قرار گرفت و اليور کان با آمادگي کامل توانست جاي او را بگيرد.چند بازی متوسط و عکس العمل های معمولی برای به خاطر سپردن نام مرد شماره یک کافی نبود تا سر انجام در یک شب رویایی همگان الیور توییست آلمان را شناختند.در بازی نیمه نهایی جام یوفا تیم کالسروهه 3 بر 1 در بازی رفت در زمین والنسیا مغلوب شد اما این سبب از بین رفتن روحیه آلمان ها نشد.تمام مسئولان و هوادارن تیم آلمانی در بازی برگشت چشم به دست های طلایی الیور دوخته بودند و این مرد بزرگ عادت نداشت چشمهای منتظر را نا امید کند پس آن قدر خوب و مطمئن کار کرد که مهاجمان با آسودگی تمام 7 بار دروازه آن تیم نگون بخت را گشودند. پس از مدت کوتاهي، الیور جايگاه خود را به عنوان دروازه‌بان شماره ي يک در درون دروازه تثبيت کرد. ديگر هيچ کس قادر نبود او را به روي نيمکت ذخيره‌ها بازگرداند. به نوشته ي “دويچه وله”نخستين نقطه‌ي اوج او، رسيدن با تيم کارلسروهه به مرحله‌ي نيمه نهايي جام يوفا در سال 1993 بود. در سال 1994 لقب «دروازه‌بان سال» را به خود اختصاص داد و به تيم ملي فراخوانده شد. در تيم ملي هنوز دروازه‌بان شماره‌ي سه بود. باشگاه بايرن مونيخ در همان سال کان را در ازاي پرداخت پنج ميليون مارک به خدمت گرفت که در آن زمان یک رکورد محسوب می شد به طوری که الیور کان به گران قیمت ترین دروازه بان تاریخ فوتبال تبدیل شد. وي به سرعت با اين تيم درخشيد. در ژوئن سال 1995 نخستين بازي ملي خود را در برابر سوييس انجام داد. اما در جريان جام ملت‌هاي اروپا در سال 1996 در انگلستان که در آن آلمان به مقام قهرماني رسيد، اليور کان هنوز دروازه‌بان شماره دو و آشکارا در سايه‌ي «آندرياس کوپکه» بود.

* عقابي تيزچنگ بر بام باشگاه‌هاي اروپا کان با باشگاه بايرن مونيخ به پيروزي‌هاي بزرگي دست يافت. به جز جام برندگان جام حذفي اروپا، توانست همه‌ي عنوان‌هاي قهرماني را به چنگ آورد. بايرن مونيخ در سال 1999 از جمله به خاطر درخشش دروازه‌بان خود اليور کان، به ديدار پاياني ليگ قهرمانان اروپا راه يافت. در آن بازي فراموش نشدني، در حالي که مونيخي‌ها تا دقيقه‌ي 90 يک بر صفر از حريف خود منچستر يونايتد پيش بودند و جام قهرماني را در دستان خود احساس مي‌کردند، با دوگل پي‌درپي در دقايق اضافي بازي، مغلوب شدند. اليور کان بعدها گفته بود که: «شوک بارسلون را تا مدت‌ها نتوانستم فراموش کنم».
دو سال پس از اين شکست تلخ، بايرن مونيخ توانست به لطف اليور کان بار ديگر در بازي نهايي حضور يابد و اين بار در ضربه هاي پنالتي بر «والنسيا» غلبه و جام قهرماني را تصاحب کند. کان با دفع سه پنالتي، ستاره‌ي آن مسابقه لقب گرفت. روزنامه‌ي آلماني «دي ولت» پس از اين بازي درباره‌ي او نوشت: «کسي که درون دروازه‌ي بايرن مونيخ ايستاده بود، تجسم کمال بود».

در مسابقات جام جهاني فوتبال در سال 2002 در ژاپن و کره‌ي جنوبي، فوتبال دوستان جهان، پرفروغ‌ترين دوره‌ي دروازه‌باني اليور کان را تجربه کردند. اگر چه وي به همراه تيمش در بازي نهايي، در مقابل ستاره‌اي به نام «رونالدو» رنگ باخت. اشتفان هرمان در باره عملکرد او در این رقابت ها می گوید: تصور کردن تیم رودی فولر بدون الیور کان مثل خریدن قطعه ای بدون ضمانت است.حضور کان همه پیروزی ها را تضمین می کند.وقتی او گل می خورد این گل را به حساب زیرکی حریف نگذارید اگر او گل بخورد اشکال حتما از خودش است یا خسته شده و یا تمرکز نداشته و گرنه وقتی او فکرش رو روی دروازه تیمی متمرکز کند امکان ندارد کسی بتواند به حریم او وارد شود.الیور کان بدون شک استثنایی ترین دروازه بان تاریخ فوتبال آلمان است و این عنوان را سپ مایر سلطان دروازه بان های جهان در دهه 70 حالا به الیور کان داده است.

كان را «چنگیز خان» بایرن می نامند زیرا به اندازه این جنگجوی قرون گذشته، انگیزه و جسارت دارد. او از همان روزهای بازی برای كارلسروهه كاملاً متفاوت عمل می كرد و شاید همین موضوع باعث شد «اولیور رك» بزرگ به خاطر درخشش او به تیم دیگری بپیوندد. سران تیزچنگ بایرن زودتر از سایر تیم ها برای جذب پدیده آینده دروازه بانی تلاش كردند و سرانجام با مبلغی كه در اواسط دهه ۹۰ یك ركورد به شمار می رفت، او را راهی باواریا كردند. حضور یك فوتبالیست نه چندان خوش چهره به تصویر هالیوود آلمان خدشه وارد می كرد اما «اولی» آن قدر دوید و شیرجه زد تا در نهایت خیلی زود عنوان سنگربان شماره یك و مرد همیشه حاضر در اردوهای تیم ملی آلمان را به دست آورد.
از وی چند عكس العمل زیبا به یاد دارید؟ چنانچه فیلم بازی بایرن مونیخ و منچستریونایتد در بازی های مرحله گروهی فصل ۱۹۹۹-۱۹۹۸ لیگ قهرمانان را دیده باشید، متوجه خواهید شد چنگیزخان شاید تنها دروازه بان تاریخ فوتبال باشد كه با نوك انگشتان روی استوك كفش های بازیكنان رفت و اصلاً دچار آسیب دیدگی نشد! آن روز عكس العمل زیبای كان جاودانه شد؛ درست مانند تك تك روزهای خوب وی در تیم جنوب آلمان. كان در تمام این سال ها از سوی بزرگترین باشگاه های دنیا پیشنهاد دریافت كرده اما از آنجا كه بایرن را خانه خود می پندارد، ترجیح داده در سرما و گرما آشیانه فعلی را حفظ كند. بیشتر بازیكنان بزرگ درست در آخرین لحظات آنچه رشته كرده اند را پنبه می بینند.

مرد آهنین سنگر باواریایی ها، چندین روز پس از ۱۰۸ سالگی بایرن برای پانصد و پنجاهمین بار درون دروازه قرمزها قرار گرفت تا در آخرین روزهای دوران بازیگری یك ركورد دیگر را به نام خود ثبت كند. گل دقیقه ۱۸ «ژلیچ» مهاجم كوتبوس باعث شد كان برای چهارصدمین بار شاهد لرزش تور دروازه خود توسط یك بازیكن حاضر در بوندس لیگا باشد و از طرفی ثبت یك گل دیگر توسط مهاجم آماده حریف، هزار و هفتصدمین گل خورده پرافتخارترین تیم آلمان را به ثبت رساند.
كان بدون توجه به این آمار، عصر آن روز ۳ بار مانع گلزنی تیم شرق آلمان شد و این هفته نیز به درخشش خود ادامه داد. مردی كه ۳ بار عنوان بهترین دروازه بان جهان را به دست آورده، قبل از پیوستن به بایرن در ۱۲۸ بازی درون دروازه كارلسروهه ایستاد و تاكنون در مجموع طی ۲۰۳ بازی دروازه خود را بسته نگه داشته است. چهارمین بازیكن با سابقه تاریخ بوندس لیگا به زودی بالاتر از كلاوس فیتچل (۵۵۲ بازی) در رتبه سوم جای خواهد گرفت. شاید اشغال جایگاه نفر سوم تنها دستاوردی باشد كه كان قبل از خداحافظی دردناك پایان فصل رقم خواهد زد.

افتخارات الیور کان دروازه بانی که همواره نان اراده آهنین خود را خورد و از این راه پر آوازه شد:

1-بهترین بازیکن و بهترین دروازه بان جام جهانی 2002 کره و ژاپن و کسب توپ طلای این رقابت ها که برای نخستین بار در تاریخ به یک دروازه بان رسید.

2- بهترین دروازه بان دنیا در سالهای 1999 و 2001 و 2002

3- بهترنی دروازه بان اروپا در سالهای 1999 و 2000 و 2001 و 2002

4- بهترین بازیکن آلمان در سالهای 2000 و 2001

5- بهترین دروازه بان آلمان در سالهای 1994 و 1997 و 1999 و 2000 و 2001 و 2002

6-قهرمانی در یورو 1996

7-قهرمانی در جام باشگاه های جهان به سال 2001

8-قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا به سال 2001

9-قهرمانی در جام یوفا به سال 1996

10 – قهرمانی در بوندس لیگا به سالهای 1997 و 1999 و 2000 و 2001 و 2003 و 2005 و 2006

11-قهرمانی در جام حذفی آلمان به سالهای 1998 و 2000 و 2003 و 2005 و 2006

12-قهرمانی در لیگا پوکال به سالهای 1997 و 1998 و 1999 و 2000 و 2004


ارسال شده توسط bonyad با موضوعات بیو گرافی فوتبالیست ها مورخ 2010/2/04 نظر (0)  لینک ثابت
رئال مادرید

علاقه ی او به فوتبال از حومه ی شهر لیون که او در آن رشد یافت آغاز شد . در 9 سالگی به المپیک پیوست ، شش سال بعد او به مدرسه ی ولاژ تولا پیوست . ما به بررسی زندگینامه ی کریم بنزما در چند بخش می پردازیم .

کریم ینزما (19 دسامبر 1987) اصلیتی مانند زیدان دارد . هر دوی آنها در منطقه ی کابیلیای الزایر ریشه دارند. دا لاکهال بنزما ، پدر بزرگ کریم ، در آنجا می زیست تا این که بالاخره در دهه ی 50 ، خانواده ی بنزما به لیون کوچ کردند . بازیکن رئال اولین ضربه ی خود در زمین چمن به توپ را در ال برون ، در شمال شهر لیون زد . ” هنوز صدای موسیقی رپ ماشین جوانانی که با خوشحالی از آنجا می گذشتند را به یاد می آورم . من همیشه با برادر کوچکم بازی می کردم ، من حمله می کردم و او دفاع می کرد .” کریم دز یک خانواده ی نه نفره ششم است . (پنج دختر ، چهار دختر) پدرش کارمند مجلس بود و مادرش خانه دارد .

او همچنان به بازی در مدرسه ی ژان لورگت ادامه داد و سپس به ترایون بارون پیوست . او در این تیم توانست با هت تریک در برابر یک تیم لیونی ، نظر چند استعدادیاب را به خود جلب کند . او در آنجا اولین قراردادش را با المپیک منعقد کرد و شش سال بعد راهی مدرسه ی ژان مولین و تیم ژرلاند ولاژ تولا شد . خانواده اش به تشویق او می پرداختند . سلی ، خواهرش آن زمان را به یاد می آورد :” به یاد می آورم که همیشه در زمین فوتبال بود و با افرادی که سه چهار سال از او بزرگتر بودند بازی می کرد . او بیشتر در زمین فوتبال راحت بود تا در مدرسه .

او در طبقه پنجم مدرسه تولا ولاژ اتاق داشت ، با چشم انداز استادیوم ژرلاند (استادیوم المپیک)” یاد گرفتم که چطور باید در یک خوابگاه زندگی کنم” حالا یانیس تافر (ستاره ی جوان لیون) به گفته ی خودش این اتاق را تصاحب کرده است .

بنزما در در فوریه 2007 به اکیپ گفت : واقعا من هیچگاه علاقه ای به لیگ فرانسه نداشته ام ، قلب من همیشه در مادرید بوده است .

مربی تولا ولاژ که بازیکنانی چون ژولی ؛ مالودا ، بن عرفا و برونو انگوتی را به جهان فوتبال معرفی کرده است مسئول جلا دادن این مروارید فرانسوی بود . مخصوصا از لحاظ بدنی . در شش سالی که کریم پیش از بازی در تیم اصلی ( برابر متز در 2004) حاضر شود ، با برنامه های قدرتی و سرعتی مربی اش گیامه تورا به خوبی آماده شده بود . ” در آن دوره سرعت تست دو را از 25.50 ثانیه به 21.30 قانیه رساند ” در نوامبر 2003 ، او با زدن دو ، سه گل در هر بازی مورد توجه قرار گرفت . از آن به بعد او توانست عنوان قهرمانی فرانسه (16 و 18 سال) فینال جام حذفی در 2005 ، اولین بازیش برای لیون را انجام دهد


ارسال شده توسط bonyad با موضوعات بیو گرافی فوتبالیست ها مورخ 2010/1/04 نظر (0)  لینک ثابت

ديه گو مارادونا- Diego Maradona

مليت: آرژانتين

متولد: 30 اکتبر1960 در بوئنوس آيرس

پست: هافبک مياني- هافبک چپ

تعداد بازي هاي ملي: 90 بازي از سال 1977 تا 1994 ميلادي

افتخارات ملي: کسب مقام قهرماني جام جهاني 86 مکزيک و نايب قهرماني جام جهاني 90 ايتاليا، قهرماني جوانان جهان 79

نام ديه گو مارادونا در دنياي فوتبال بيش از آنکه به خاطر نبوغ و خلاقيت و بازي هاي استثنايي او بيايد، به دليل جنجال ها و اخباري است که از زمان بازيگري او در ناپل ايتاليا همواره حول و حوش اين بازيکن شاخص آرژانتيني بوده است.

ديه گو يکي از بااستعدادترين بازيکنان نسل فوتبال جهان است که در خانواده يي فقير و پرجمعيت به دنيا آمد. فوتبال را در باشگاه آرجنتينوس جونيورز آغاز کرد و 15ساله بود که به تيم اول باشگاه پيوست. در حالي که تنها 17سال داشت به تيم ملي آرژانتين دعوت شد و در برابر مجارستان يک نيمه بازي کرد.

قدرت بازي سازي، پاس هاي بلند و کوتاه ميليمتري، قدرت حفظ توپ و هوش سرشار رهبري تيم در ميانه ميدان، ضربه هاي ناگهاني و حياتي، حفظ تعادل و قدرت پا به توپ عالي و بسياري از خصوصيات ديگر يک فوتباليست طراز اول در مارادونا جمع شده بود و اگر از نظر شخصيتي در حد مطلوبي بود بي ترديد در کنار بزرگان فوتبال دنيا يکي از ده مرد برتر فوتبال جهان نام مي گرفت.

پس از آن که «سزار منوتي» مربي بزرگ تيم ملي آرژانتين ديه گو را به دليل اخلاق و رفتار ناپايدارش و ناپختگي دوران جواني از تيم ملي کنار گذاشت و نام او را براي جام جهاني 78 در ليست تيم نياورد، مارادونا جام جهاني جوانان 79 توکيو را ميدان تاخت و تاز خود قرار داد و تيم ملي کشورش را به مقام قهرماني جهان رساند.

وقتي مارادونا در تيم باشگاهي آرجنتينوس جونيورز، در 166 بازي 116 گل به ثمر رساند، باشگاه معروف بوکاجونيورز حاضر شد براي خريد او پول خوبي پرداخت کند. اين بار رکورد او بهتر شد و در 28بازي، 40 گل زد و در سال 1981 با بوکاجونيورز قهرمان آرژانتين شد. کم کم نام جوان با استعداد آرژانتيني بر سر زبان ها افتاد و بارسلون با پرداخت بالاترين مبلغ، او را به ايالت کاتالونيا برد. از سال 1982 تا 1984 بارسلون محل بروز استعدادها و بازي هاي ديه گو بود. هافبک پرتوان آمريکاي جنوبي قهرماني سال 83 اسپانيا را براي بارسلون به ارمغان آورد.

حال تيم ناپل ايتاليا خواهان او بود و مبلغ بسيار بالايي به او پيشنهاد کرد تا در سال 84 به شهر ناپل مهاجرت کند. مارادونا هفت سال در ناپل ماند و در سال 1991که از ايتاليا به آرژانتين برگشت، معروف ترين و محبوب ترين ورزشکار شهر ناپل بود.

او يک تنه ناپل را به دو مقام قهرماني در سال 1987 و 1990 رساند. پس از بازگشت مارادونا به وطنش، تيم ناپل ديگر نتوانست قامت راست کند و حتي به دسته دوم بازي ها سقوط کرد. در سال 9119 مارادونا به اتهام حمل و مصرف مواد مخدر، از ايتاليا اخراج شد و به کشورش بازگشت و از آن سال به طور مرتب باشگاه خود را عوض کرد. معروف ترين باشگاهي که بعد از جام جهاني 94 در آن توپ زد، بوکاجونيورز بود که در سال هاي 9619 و 9719 در آن بازي کرد.

مارادونا چندي نيز مربي راسينگ بود که به دليل عدم موفقيت از کار برکنار شد.

در عرصه بازي هاي ملي موفقيت مارادونا بسيار چشمگير بود، بازيکني با قد کوتاه، اما با استارت هاي انفجاري؛ در هر لحظه يي که ديه گو اراده مي کرد قادر بود خط دفاعي حريف را به هم بريزد و با پاسي ناگهاني مهاجمان تيمش را صاحب موقعيت گل کند.

بازيکن برجسته يي مثل او همواره در زمين بازي، هدف تکل هاي خشن مدافعان حريف بود. قدرت بدني مرد کوچک آرژانتيني در سال هايي که هنوز به مواد غير مجاز روي نياورده بود غيرقابل تصور مي نمود. در ضربه هاي آزاد يک استاد به تمام معنا بود. ضربات پاي چپ او از پشت محوطه جريمه، کمتر خطا مي رفت. در جام جهاني اسپانيا و به هنگام ديدار با برزيل به دليل خطاي غيرورزشي از زمين اخراج شد تا باعث حذف آرژانتين شود؛ اما جام جهاني 86 مکزيک ميداني ديگر براي او بود. در آن سال او به قله شهرت و تکامل در عامل بازيگري رسيد و در راس يک تيم خوب و آرماني به رهبري دکتر کارلوس بيلاردو، اجازه نداد جام قهرماني از قاره آمريکا خارج شود. بازي هاي اعجاب انگيز مارادونا در مسابقات مقدماتي سبب شد مربيان تيم هاي حريف همواره چند بازيکن را مامور يارگيري مارادونا کند.

اما يارگيريها و خطاهاي متعدد نيز مانع بازي سازي و ارسال پاس هاي زيبا و به واقع استثنايي او نبود. او در بازي با انگلستان با زيرکي بسيار و با ضربه دست توپ را وارد دروازه حريف کرد تا اين گل به عنوان يک گل تاريخي در جام هاي جهاني ثبت شود. پس از آن با گلي ديگر بلژيک را از رسيدن به ديدار نهايي محروم کرد تا آرژانتين در برابر آلمان برگزارکننده ديدار پاياني جام جهاني مکزيک باشد. درخشش او سبب شد در پايان، بازي سه بر دو به سود آرژانتين خاتمه يابد و براي بار دوم جام جهاني نصيب آرژانتين شود. مارادونا در جام جهاني مکزيک به عنوان بهترين بازيکن شناخته شد. چهار سال بعد در جام جهاني ايتاليا، ستاره اقبال آرژانتين بلند بود که مارادونا يک بازي زيبا و تحسين برانگيز مقابل برزيل انجام داد تا تيم پر مهره رقيب را از دور رقابت ها حذف کند.

دو تيم آلمان و آرژانتين برگزار کننده ديدارنهايي بودند. پس از آنکه تيم آرژانتين به علت اخراج دو بازيکن خود 9 نفره بازي مي کرد، ضربه پنالتي «آندرياس بره مه» تيري بر قلب مارادونا بود تا تيم آرژانتين به مقام نايب قهرماني جهان بسنده کند. سال 1994 و جام جهاني آمريکا پايان کار ديه گو مارادونا در سطح ملي بود. مارادوناي 34 ساله به قدر کافي پخته بود که با وجود اضافه وزن، تيمش را رهبري کند؛ اما يک اشتباه اخلاقي و دوپينگ او در جريان بازي ها موجب شد تا او از بازي ها اخراج شود و 15 ماه از بازيهاي بين المللي محروم شود. پس از اخراج مارادونا تيم ملي آرژانتين ديگر کمر راست نکرد و خيلي زود از دور رقابت ها حذف شد. مارادونا با اين کار غيراخلاقي، مانع از اين شد که به عنوان اسطوره يي در جهان فوتبال نامش جاودانه شود و در کنار بزرگاني چون دي استفانو، پله، کرايف، و بکن باوئر قرار گيرد. آخرين دسته گل مارادونا، تيراندازي به سوي خبرنگاراني بود که سعي داشتند در زمان محروميت او از بازي هاي بين المللي، از او عکسبرداري کنند. او همچنان قصد داشت در فوتبال حرفه يي به مربيگري بپردازد و حاضر نيست با دنياي توپ گرد وداع کند